پپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپوووووووووووووووووووووووووووووووووول
با عضویت 5000 تومان و با معرفی هر عضو 500 تومان درآمد خواهی داشت...
تعداد اعضای سایت از 46 هزار نفر هم رد کرده..زود باش تا دیر نشده...



http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=98062
دومین راز زندگی:
هدف زندگانی آن است که تمامی توانایی های بالقوه ی خود در مقام انسان را شکوفا و بهترین خویشتن خویش و نیز بیشترین رشد و شکوفایی را از خود ظاهر سازید
یه دختر یا پسر کوچیک رو فرض کنید که با مادرش رفته اسباب بازی فروشی،اونجا یه ردیف از جعبه های رنگارنگ رو میبینه که چشماشو خیره میکنه.روی جعبه ها این جمله با رنگ طلایی نوشته :"قلعه ی طلسم شده. جایی که تمامی رویاهای شما به واقعیت خواهند پیوست!" و زیر اون جمله یه عکس از قلعه ای اسرارآمیز کشیده شده،اون بچه با اصرار تمام از مادرش میخواد که اونو براش بخره و بعد که میاد خونه با کلی ذوق و شوق و هیجان جعبه رو باز میکنه،اما وقتی دستش رو برای بیرون آوردن قلعه داخل جعبه میکنه فقط کپه ای از قطعات ریز و درشت رو حس میکنه که خش خش میکنه.اونا رو رو زمین خالی میکنه و می بینه یه عالمه قطعه پیش ساخته جدا از هم به اضافه چندین لوله چسب،رنگ و قلم مو و یه جزوه راهنما که مراحل ساخت رو توضیح داده تو جعبه هست. فکر میکنید چه حالی پیدا میکنه !؟؟! میزنه زیر گریه و به مادرش میگه اون قلعه درست نیست و خیلی ناراحت میشه.اما مادرش که از اول هم میدونست محتویات اون جعبه چیه براش توضیح میده که این یه نوع اسباب بازی برای بچه هاست که خانه سازی رو تمرین کنند تا هوش و خلاقیتشان رشد کنه. و بالاخره اون بچه با کلی کش و قوس رفتن با خودش تصمیم میگیره که قلعه رو خودش درست کنه و پس از چند هفته که قلعه درست میشه احساس رضایت و خوشحالی میکنه به این دلیل که خودش اون قلعه رو ساخته..
زندگی آن است که خودت قطعه های گمشده ی وجودت را به هم بچسبانی و خودت را جمع و جور کنی.زندگی پیش ساخته نیست.داستان بالا نشون میده که هدف زندگی این نیست که همه چیز عالی و ایده آل و بی عیب و نقص باشه،درست مثل عکس روی جعبه،بلکه هدف زندگی این است که از وقایع و رویدادهای زندگیمون صبوری،جرأت،شهامت و پذیرش رو بیاموزیم.
زندگی روی کره زمین یک کلاس درس است و من و شما دانش آموزانی هستیم که باید درسهایی رو بیاموزیم.شما هیچ مشکلی ندارید،تنها مشکلی که وجود دارد این است که فراموش کرده اید برای چه به این دنیا آمده اید،قرار نبوده زندگی ساده باشد،قرار نبوده راحت و بی دردسر باشد. زندگی به این منظور طراحی شده است که شما را با چالش رشد و تغییر روبرو کند تا انسانی خودآگاه تر و مهربان تر و کمال یافته تر شوید.
دقیقا هم همینطوره اگه قرار بود من و تو بیایم تو این دنیا فقط خوش بگذرونیم و هیچ مشکلی نداشته باشیم که دیگه هدف زندگی پوچ و بی معنی میشه و دلیلی نداره که اصلا از اول به این دنیا بیایم.ما میایم که رشد کنیم و به هدفهای متعالی که تو این دنیا داریم برسیم
الماس همون تکه زغال سیاه و بی ارزشی هست که در اثر فشار لایه های درونی زمین به الماس تبدیل شده چون هیچوقت جا نزده و از کار و تلاش باز نایستاده.
درست همونطور که زمین زغال رو تحت فشار قرار میده و شرایط و مقتضیات لازم رو برای پرورش الماس فراهم میکنه زندگی هم دائما ما رو تحت فشار قرار میده و ما رو با چالش های گوناگون روبرو میکنه و تمام آنچه رو که بهش نیاز داریم تا کمال یابیم و تغییر کنیم وبه انسان هایی روشن بین و خودآگاه و بصیر بدل بشیم در اختیار ما قرار میده.
هنگامی که یگانه هدف ما در زندگی اینه که "به دست آوریم" و به موفقیت های بیشماری دست یابیم همواره احساس شکست خوردگی خواهیم کرد چرا که همیشه همه چیز اونطور که ما برنامه ریزی کردیم پیش نخواهد رفت. اما وقتی به زندگی مانند یک کلاس درس نگاه کنید که در آن موفقیت ، تغییر و رشد و تعالی انسانی معنا شده است رویداد ها و احساسات خود رو با دید و نگرشی متفاوت ارزیابی خواهید کرد
به جای اینکه موفقیت های خودتون رو بر اساس دستاوردها و پیروزی ها تعریف کنید یا براساس اینکه چقدر پول و .. به دست آورده اید معنا کنید، میتونید موفقیت رو بر اساس میزان رشد و تحول شخصی روزانه تون ارزیابی کنید. واسه شروع فهرست باید ها و نباید ها خودتون رو دور بیندازید و این تعهد بزرگتر رو جایگزین اون کنید :
همین امروز میخواهم تغییر کنم و به انسانی بهتر تبدیل شوم
حتی اگه یه چیز جدید در مورد خودتون یاد بگیرید،یا با موقعیت هایی که براتون پیش میاد اندکی بهتر برخورد کنید یا کسی رو بهتر درک کنید و ... اون روز میتونه روز موفقی باشه براتون. واگه در طول روز احساس بدی داشتید یا در حال گذروندن روز یا ساعت بدی هستید مچ خودتون رو بگیرید و از خودتون بپرسید:"امروز چه چیزی آموختم؟"، "در چه زمینه هایی رشد کردم ؟" و مطمئن باشید احساس خویشتن دوستی بیشتری خواهید کرد.
واسه خویشتن دوستی و عشق به خود باید خودتون رو از دید خداوند خالق هستی بنگرید.خداوند هیچوقت ما رو براساس پول،امکانات مادی،خطاها و اشتباهات وحشتناکمون نمی سنجه، عشق خدا به بنده هاش نامشروطه و ما همگی از رحمت و حمایت بیکران و عشق نامشروط خداوند بهره مند هستیم پس ما هم باید یاد بگیریم که همینطور نامشروط خودمون و اطرافیان رو دوست داشته باشیم
من و شما هرگز مرتکب اشتباه نمیشیم!! آره درست میبینی،چیزی به اسم اشتباه وجود نداره،تنها چیزی که وجود داره درس های آموخته شده و درس های آموخته نشده است.هر اشتباه درسی هست که آموخته ایم و اگه 2 بار مرتکب یک اشتباه بشیم یعنی اون درس رو درست یاد نگرفتیم و باید بدونیم که فرصت دوباره ای به ما داده شده تا اون رو بیاموزیم. این فرصت ها همواره دوباره و دوباره در اختیار ما قرار میگیره تا بالاخره اون درس رو بیاموزیم.
پیش رفتن و رشد و تغییر در زندگی همواره مستلزم اینه که گذشته ی خود را رها کنیم.در قبال اونچه به درست میاریم باید بهایی بپردازیم و این بها ، چشم پوشی از اون چیزیه که باید رها کنیم.شما هرگز نمیتونید بدون رها کردن اونچه و اونکه بودید رشد کنید و تغییر یابید
در آخر اینکه یادتون باشه شما وقتی داشتین به دنیا میومدین و برگه درخواست رو پر میکردین!! مربع مقابل گزینه ی رشد و تغییر رو ضربدر زدین نه مربع مقابل گزینه ی ثبات !
طبقه بندی: زندگی،
اولین راز زندگی:
تمامی آنچه به منظور خوشحالی و خوشبختی واقعی بدان نیاز دارید در درون خودتان است
در ابتدای خلقت خداوند جهان و انسان را آفرید،همگان به یگانگی و وحدت وجود خود با پروردگار خود و عشقی که در درون خودشان بود واقف بودند و آنرا میشناختند.یگانه اسرار زندگی همین بود؛خداوند همه را دوست داشت و دلیلی نداشت که بزرگترین هدیه عالم را به مخلوقات خود عطا نکند. خداوند در حین اینکه نظاره گر نمایش زیبای خلقت و هستی بود متوجه شد هر بار که انسانی با چالش یا سختی روبرو میشد یا زندگی به او نرمی نشان نمیداد به خود میگفت: " افتضاح است چرا باید اینقدر بدبختی بکشم؟بهتر است از کالبد انسانی رها شوم و به او بپیوندم" و همین اتفاق نیز می افتاد و انسانها یکی یکی خویشتن واقعی خود را به یاد می آوردند و دیگر مایل نبودند در بازی زندگی شرکت کنند. هدف زندگی این بود که انسانهایی که آفریده بود بیاموزند و رشد کنند نه اینکه تا با سختی مواجه شدند جا بزنند و راحت طلب باشند.به همین سبب خداوند به فرشتگان گفت:"باید راز خوشحالی و خوشبختی را از بشر پنهان کنیم،اگر انسان از آن آگاه باشد دیگر علاقه ای به زندگی کردن نشان نخواهد داد" فرشته ای پاسخ داد :"بهتر است آن را بر سر یکی از بلندترین کوههای زمین پنهان کنیم" خداوند گفت:"نه جای مناسبی نیست انسانها باهوش اند حتما راهی ابداع کرده و از کوه بالا رفته و آنرا پیدا می کنند" یکی از فرشتگان گفت:"چطور است آنرا در قعر یکی از اقیانوس ها مخفی کنیم،انسانها هیچوقت به آنجا نمیروند"خداوند گفت:" نه به آنجا هم میروند،انسانها میتوانند زیر دریایی اختراع کنند و اعماق اقیانوس را تسخیر کنند"فرشته ای دیگر گفت:"فهمیدم چکار کنیم راز زندگی را در اعماق فضا مخفی میکنیم محال است دست انسان به آنجا برسد"خداوند گفت:"نه انسانها قادرند سفینه بسازند و به آنجا بروند" صدایی به نرمی و ملایمت گفت:"من میدانم در کجا پنهانش کنیم، بهتر است این راز را در قلب انسانها مخفی کنیم،آنها هرگز گمان نمیبرند این راز در آنجا مخفی شده باشد و هرگز در آنجا به دنبالش نخواهند گشت" خداوند لبخند زد و سپس فرمان داد تا چنین شود و از آن پس راز زندگی و خوشحالی و خوشبختی واقعی در قلب ما انسانها مدفون شد.
زندگی آن چیزی است که از درون بر شما حادث میشود، دنیا به خودی خود مکانی خنثی است،کاری که خودتان از درون خودتان برای خود میکنید است که میتواند مثبت یا منفی باشد،دنیا تماما آن چیزی است که در درون شما اتفاق می افتد
هرگز کسی نمیتواند از بیرون خوشحالی شما را بگیرد،این خود شما هستید که با متکی بودن به دیگران به آنان چنین اجازه ای می دهید
جمله بالا واقعا درسته..من و تو وقتی رابطمون با دوستمون/نامزدمون/ همسرمون یا خلاصه کسی که دوسش داریم خوبه احساس خوشحالی میکنیم اما اگه کوچترین اتفاقی بیوفته از هم می پاشیم و افسرده و ناراحت میشیم..چرا ؟ چون خودمونو به اونا یا در کل به اتفاقاتی که دور و برمون اتفاق می افته متکی و وابسته کردیم..هر وقت همه چی اونطور که خواستیم پیش رفت حالمون خوبه و خوشحالیم اما امان از وقتیکه اوضاع اونطور که میخوایم پیش نره..اما هممون خوب میدونیم که دنیا همیشه اونطوری که میخوایم نیست..پس بیا یاد بگیریم که خودمون رو دوست داشته باشیم و آرامش و خوشحالی خودمون رو تحت هر شرایطی حفظ کنیم تا بقیه هم از ما یاد بگیرن و بتونیم به بقیه انرژی بدیم..اینو یادت باشه که هیچکس غیر از خودت قادر نیست آرامش درونی رو برات به ارمغان بیاره..پس سعی نکن برای خودت شرط و شروط تعیین کنی و بگی اگه اینطور شد حالم خوبه وگرنه حالم بده..تو نمیتونی جلوی سیل رو بگیری اما میتونی برای خودت جان پناه بسازی.. پس هر وقت دیدی داری واسه خوشحالی و آرامش به دیگران وابسته میشی و بخاطر دیگران خودتو عذاب میدی این سوال رو از خودت بپرس : "چه کسی خوشحالی و رضایت درونی تو را از تو میگیرد ؟! "و بر اساس پاسخی که از قلبت میگیری به خودت آرامش و خوشحالی هدیه کن
طبقه بندی: زندگی،
تبلیغات
